أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
328
قانون ( فارسى )
كمتر اتفاق افتد كه ورم فلغمونى ورم ساده باشد . اكثرا يا سرخرنگ ، يا سخت و يا هيجانى است . پيدا شدن ورم فلغمونى سببهاى متعدد دارد . اوّل سببهاى مقدم بر پيدايش ورم كه آن هم چند حالت دارد : 1 - قبل از پيدايش ورم پرشدگى رگها از خون بوده است . 2 - خلط سبب ورم قبل از تبديل شدن به ورم بدجنس شده است و اندامى كه ورم زده است ناتوان بوده . 3 - تنها ناتوانى اندام موجب ايجاد ورم فلغمونى شده بدون اينكه خلط بدجنس شده يا پرشدگى در اندرون روى داده باشد . دوم سببهاى نوآمده و بىسابقه كه آن هم چندين احتمال دارد : 1 - از هم پاشيدگى در اندام 2 - بريدگى در اندام 3 - شكستگى در اندام 4 - بركندگى در اندام 5 - ايجاد قرحههاى زياد در اندام كه از اثر درد قرحهها و از اثر ناتوانى اندام ، مادهء به وجودآورندهء ورم فلغمونى به اندام راه يافته و در گدارهايى كه بسيار ناتوانترند حبس شده ، چنان كه مشاهده مىگردد كه با قرحهها و با بيمارىگرى آزاردهنده ، ورمهايى در جاهاى خالى اندام پيدا مىشوند . افزايش ورم از بزرگ شدن حجم ورم و از كشيده شدن و انتشار يافتن آن مشخص مىشود و هرگاه ورم از افزايش حجم ايستاد و ديگر كشيده نشد ، مىدانى كه ورم به پايانهاى خود نزديك شده است . در اين حالت ريم ورم برهم جمع آيد و همينكه ورم در لمس كردن نرم شد و حجمش كمتر شد ، نشان از پايين آمدن ورم است و خبر از پايان كار مىدهد . اگر مادهء به وجودآورندهء ورم بدجنس و پليد باشد ، نشانش آن است كه ورم نشانى از پايين آمدن ندارد و ريم مادهء ورمزا جمع نمىشود ؛ كه در اين حالت اندام ورمزده در نتيجه از زندگى ساقط مىشود و متعفن مىگردد . موجب تشكيل اين نوع از ورمهاى گرم ميراننده و متعفنكنندهء اندام ، يكى از دو مورد زير است : 1 - مادهء ورمزا در اندازه بسيار بوده و ورم ناشى از آن حجمش بزرگ است . 2 - مادهء به وجود آورندهء چنين ورمى - كه اندام را فاسد و متعفن مىكند - كم امّا بسيار بدجنس و پليد است . تو مىدانى ! كه اگر تپش فروكش كرد و التهاب آرام گرفت ، نشان از پراكنده شدن و سست شدن مادهء ورم و بلكه خود ورم دارد . همچنانكه مىدانى ! اگر تپش ناشى از ورم در افزايش بود و حرارت بيشتر شد و تپش و حرارت ثابت و پابرجا بودند ، نشانهاى از جمع شدن مادهء به وجودآورندهء ورم هستند . و نيز مىدانى ! اگر پخته شدن ورم با دشوارى روبرو شد و رنگ ورم